سلام دوستان
امروز میخوام از حسین براتون بگم میخوام از یکی دیگه از فرشته های خدا
حرف بزنم تا حالا فکر کردی چرا وقتی داری به ایام حسین نزدیک میشی
دلت میگیره آره نمیدونیم چون این حسینه که صدات میکنه این فاطمه ست
که صدات میکنه میگه بیا و برای حسین من اشک بریز تا حالا شده ا ته دل
براش گریه کنی تا حالا شده از ته دل اسمش و فریاد بزنی نه شده ؟ اگه
نگاه کنی میبینی اونم بی جوابت نمیزاره گلم.

موندم سر دو راهی تو خورشیدی یا ماهی
از بس بزرگ و پاکی دریا پیشت حبابه
از وقتی تو می تابی مهتاب شبا تو خوابه
جواب این سوال و هیچکی هنوز بلد نیست
یه عمره می پرسمو همیشه بی جوابه
موندم سر دو راهی تو خورشیدی یا ماهی
از بس بزرگه اسمت قلب آدم میلرزه
بهار به خاطر تو تازه و پاک و سبزه
واسه نگاه نازت نمیشه قیمت گذاشت
نمیشه عشق تو رو به پای قسمت گذاشت
معجزه میکنی تو با دستای طلایی
جات توی آسمونه عین پرنده هایی
صدای مهربونت تو لحظه هام میپیچه
همون صدای زیبا شبا میشه لالایی
سر میزارم رو شونت خسته مثه پرنده
اما لیاقت دارم لایقم و برنده؟
اگه نباشی دنیا پوچه و سرد و خالی
من میمونم یا حسین با درد گلای خشک قالی
بهشت اگه رد نشی تو از کنار باغاش
تا چشم به هم نزاشته عین جهنم میشه
موندم سر دو راهی از بس زلاله قلبم
میشکنه مثه چینی موندم میون یه مشت آدمای زمینی
حساب خوبی تو از همه دنیا جداس
یه قهرمان مثه تو فقط توی قصه هاست
از خشم موج دریا چرا باید بترسم
وقتی تو کشتی من دستای تو ناخداست
هرچی که مینویسم پیش تو کم می یارم
به خاطرت میمیرم به خاطرت میبارم
به جز یه صندوقچه که اینجا بهش مگن قلب
برای هدیه دادن چیز دیگه ندارم
موندم سر دو راهی تو خورشیدی یا ماهی

از برم رفتی ولی با غم گرفتارم هنوز
اشک خونین می چکد از چشم خونبارم هنوز
کردمت عمری صدامولاجوابم رابده
امتیازی درمیان شیخ وشابم رابده
سائلم عمریست دراین باب یاهومی زنم
دربرویم بازکن مولاجوابم رابده
یابگواین باب رحمت جای هر دیوانه نیست
یاقبولم کن سزای انتخابم رابده
مرغ شب می داندازبس نصف شب نالیدم
مهربانا نسخه آسوده خوابم رابده
نیستم من دست خالی نیستم بی واسطه
آمدم بردرگهت درمان نابم رابده
هم رقیه دخترت هم اصغرشش ماهه را
واسطه آورده ام مولاثوابم رابده
آن ثوابی که بپیوندد مراباخالقم
ذره ای هستم خدایا آفتابم بده

سالهاست که مینالیم. نالیدن بس است میخواهم فریاد بکشم، اگر نتوانستم سکوت می
کنم. خاموش ماندن بهتر از نالیدن است.
امشب شب اول محرمه میدونی دلت از چی میگیره از آخرای محرم که وقتی برسه مثه همه سالهای دیگه بازم ازش دور میی چه حس غریبیه چقدر احساس میکنی حسین بهت نزدیکه صداتو میشنوه به درد ودلات گوش میده امشب شب اول محرمه میدونی یه عالم غم تو دلم جا دادی یا حسین خوب گوش کنی میشنوی زینب به لبش حسین دیگه کسی حرفی داره بر لب حسین زینب دیگه کسی هست چیزی بگه........... اینم باید بگم یا نه حسین ۱ سال تا هیئت دیگه بیاد دلم برات آتیش گرفت تا یه بار دیگه از ته دل تموم عاشقات صدات کنن حسین خوب نگام کن ببین چه طور چه به روزم اومد ببین بدون تو چطور بخشیده بشم چطور؟
میبینی حسین چقدر دلم گرفته چقدر از بنده هات دلگیرم چقدر غم تو دلمه که هیچکی نمیتونه جوابمو بده جز خودت تو رو قسمت میدم به جون مادرت زهرا که بی جوابم نزار نکنه آخره محرم برسه من بی جواب بمونم یا حسین تو رو به زهرا قسم آرزوهای همه رو بهشون بده چه کسایی که به من بد کردن چه کسایی که....................
التماس دعا
دختری موی سرش آتش گرفت سوخت و خاکسترش آتش گرفت
خواست تا خاموش سازد دامنش دست و پای لا غرش آتش گرفت
یک کبوتر در قفس پر می گشود ناگهان بال و پرش آتش گرفت
در میان سنگ و چوب خیمه ها یک نفر در بسترش آتش گرفت
دید پیغمبر که عصر کربلا حوض و آب کوثرش آتش گرفت
عاشقی تشنه به زیر آفتاب بین مهر مادرش آتش گرفت
تنهایم یا حسین



ما اگر سرا پا زرد و پژمرده ايم
ولي دل به پائيز نسپرده ايم
چو گلدان خالي لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم
اگر داغ دل بود ، ما ديده ايم
اگر خون دل بود ما خورده ايم
اگر داغ شرط است ، آورده ايم
اگر دل دليل است ، آورده ايم
اگر دشنه دشمنان ، گردنيم
اگر خنجر دوستان ، گرده ايم
گواهي بخواهيد ، اينك گواه
همي زخم هايي كه نشمرده ايم
دلي سربلند و سري ، سر به زير
از اين دست عمري به سر برده ايم
هوای غربت از کوچه پس کوچه های شهر به گوش میرسد و حکایت از طلوع غم میکند من از زاویه پنهان روح خویش نشسته ام و دستهایم به جستجوی آسمان رفته اند به رسم مهر مرا میهمان لحظات آفتاب کن یا حسین
آقا جون به جون مادرت زهرا به دادمون برس

یا امام حسین من چرا نیستی آقا که جواب درد و دلای هرشبه منو بدی بگی کجای این زندگی خطا کردم یا امام حسین چرا جوابمو نمیدی آقا میدونی دیگه خدا جوابمو نمیده حتما با من قهره ولی من که کاری نکردم که بخوام تاوانش و اینطوری پس بدم وساطتمو بکن آقا. آقا میدونی خیلی دلم گرفته از آدما از خودم ولی چه کنم شاید من خطا کارم دوست دارم آقا یه شب بیای کنار من حاجتمو بدی یا بگی تو بنده بدی هستی تو لایق عاشق بودن منو نداری بگو آقا حتی هر چی دلت خواست بگو ولی فقط بیا ببینمت همینم خوبه که حداقل میگم اومدی روی ماهتو دیدم آقای من تو بگو چه کنم تو رو به اشکای شبونم به اشکای مادرت زهرا بگو............
دوست داارم آقا خیلی....................